قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3593
تاريخ الفي ( فارسى )
پيشتر پيدا كرد ، و مؤيّد الملك ، وزير شهاب الدّين ، را خواهى نخواهى وزير خود گردانيد . بعد از آنكه خواجه مؤيّد الملك وزير او شد ، شخصى از آشنايان خواجه به تهنيت او رفت . خواجه در جواب او گفت كه « آيا شخصى كه قبل از اين بر اسب تازىنژاد سوار باشد و از پشت آن اسب فرود آمده ، بر جمّاز ناهموار سوار شده باشد ، آن را تهنيت بايد گفت ؟ » « 1 » اكنون شمّهاى از احوال غياث الدّين محمود بن سلطان غياث الدّين ، بعد از قتل عمّش ، سلطان شهاب الدّين ، در اين مقام ايراد نموده مىشود . در تواريخ معتبره به احوال غياث الدّين محمود بعد از فوت شهاب الدّين چنين آوردهاند كه وقتى شهاب الدّين به جانب هندوستان مىرفت تمام بلاد غور خصوصا فيروزكوه را ، كه پايتخت سلاطين غوريّه بود ، به علاء الدّين محمّد بن ابو على كه از امراى كبار غوريّه بود و به اخلاق نيك معامله مىنمود سپرد ، و بست و اسفزاز « 2 » و ساير آن نواحى را به برادرزادهء خود ، غياث الدّين محمود ارزانى داشت ، و باميان را با بلخ و ترمذ به بهاء الدّين سام داده ، و اميرداد را بر غزنى والى گردانيده بود ، و على هذا القياس هر يكى از غلامان خود را جايى تعيين نموده به جانب هند رفت . اكنون چون خبر فوت او رسيد ، ملك علاء الدّين محمّد ، حاكم بلاد غور ، فى الحال از ترس آنكه مبادا غياث الدّين محمود سبقت نموده فيروزكوه را متصرّف شود ، به جانب فيروزكوه رفته تمام خزاين و دفاين سلاطين غوريّه را متصرّف شد . و او حسن سيرت ، امراى غور از خدمت او استنكاف ورزيده ، ننگ مىكردند و با يكديگر مىگفتند كه « تا پسر صاحب را ، يعنى غياث الدّين محمود ، نباشد ، چگونه كسى متابعت ملك علاء الدّين محمّد به خود قرار خواهد داد . » و ساير مردم بهواسطهء آن با وى بد بودند كه وى مذهب كراميّه داشت و در آن باب نهايت تعصّب و غلوّ مىورزيد . القصّه ، چون علاء الدّين محمّد بر فيروزكوه استيلا يافت ، اكثر امرا را جمع آورده بعد از رعايت بسيار ايشان را با خود همسوگند گردانيد و بر جنگ خوارزمشاه و ابن خرميل ترغيب كرده و از بسكه غياث الدّين محمود را در نظر نمىآورد ، نام او را مطلقا نگرفت . و غياث الدّين محمود هنوز از بست بيرون نيامده بود و هيچ حركت نكرده ؛ بهواسطهء آنكه غياث الدّين محمود با بهاء الدّين سام در ايّام حيات شهاب الدّين با خود قرار داده بودند كه بعد از فوت شهاب الدّين ، خراسان از آن غياث الدّين محمود باشد و غزنه و هندوستان از آن بهاء الدّين . و چون بهاء الدّين در شوكت و قوّت بر غياث الدّين محمود زياده بود ، وى رعايت
--> ( 1 ) . مؤيد الملك وزير ، اين جوابيه را در اين تكبيت داده بود : و من ركب الثور بعد الجوا * د انكر اضلافه و الغبب ( 2 ) . ولايت اسفزار در جنوب هرات سر راه زرنج است . - لسترنج .